ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

269

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

حكومت و دربار ناصر الدين شاه 1 القاب شاه . پدرش محمد شاه . دوران جوانى و پرورش . جلوس بر تخت سلطنت . وزير اعظم امير نظام . صدراعظم جانشين وى . لشكركشى به مرو . غارت‌گرى خان خيوه . تصرف بندرعباس . نظرهائى دربارهء فتح هرات . ماجراى قندهار . لشكركشى به هرات . مرگ وليعهد . قتل شاهزاده يوسف . برگزيدن قاسم خان به مقام ولايتعهد . شروع جنگ انگليس و ايران . اشغال بوشهر توسط انگليسيها . برخورد در نزديكى برازجان . گلوله‌باران محمره . صلح . مرگ قاسم خان وليعهد . سقوط صدراعظم . لشكركشى به سرخس و ناكامى آن . شخصيت و خلقيات شاه . استبداد و قانون . پدرسالارى . امتيازات خاص مقام سلطنت . نشان شير و خورشيد . عالىمقامان ، حكام و حكومتها . كارمندان و خدمهء دربار . ديپلماسى . سفارتخانه‌هاى اروپائى در تهران . ملاحظاتى دربارهء آيندهء مملكت . ناصر الدين شاه كه فعلا قدرت را در دست دارد از تيرهء قاجار ، پسر محمد شاه ، نوهء عباس ميرزا و نتيجهء فتحعلى شاه است . وى كه فرمانرواى ايران است به اين مناسبت القاب شاه ، پادشاه ، شاهنشاه و عنوان مغولى خاقان را دارد . عنوان اخير يعنى خاقان فقط در وقايع خاص رسمى به كار برده مىشود ؛ از آن گذشته معمولا عنوان خاقان را به اسامى شاهان متوفى هم ضميمه مىكنند و مىگويند : خاقان مغفور يا خاقان مرحوم براى محمد شاه يا فتحعلى شاه . در اوراق و اسناد رسمى و همچنين در روزنامهء دولتى پيش از كلمهء شاهنشاه ، اعليحضرت هم ذكر مىشود . اما به هنگام خطاب به وى قبلهء عالم يا قربانت شوم مىگويند . در ادامهء سخن اغلب از به كار بردن ضمير اجتناب مىورزند ولى هرگاه استعمال آن اجتناب‌ناپذير باشد به وى « تو » مىگويند . البته برحسب ذوق و سليقهء شرقى باز مقدارى از كنيه‌ها و عبارات دعائى عربى نيز به لقب مىافزايند . براى آنكه بتوانيم خلقيات و سجاياى شاه فعلى و همچنين سياست داخلى و خارجى وى را به دقت ارزيابى كنيم بايد قبلا نگاهى به طرز تربيت و زندگى گذشته‌اش ، قبل از جلوس بر تخت سلطنت و وقايع طول حكومت او ، بيفكنيم . پدر وى محمد شاه مردى بود ضعيف و رنجور كه فقط يك‌بار با صدور فرمان قتل صدراعظم خود قائم‌مقام خشونت و توحشى را كه خاص قاجاريه است به منصهء ظهور رساند . وى كه براى ادارهء امور مملكت توانائى نداشت كار مملكتدارى را به معلم پير خود حاجى آقاسى كه ملائى هفتادساله و از اهالى ماكو ، واقع در دامنهء كوه آرارات ، بود سپرد . حاجى آقاسى را